چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
احتمالا ذهن كسي ياري نخواهد كرد كه براي اولين بار كدام رئيس دولت طرح "خصوصي سازي" پرسپوليس و استقلال را رسانهاي كرده اما تقريبا اين عادت تمامي دولتهاي گذشته بوده كه در آستانه رخدادي سياسي با نوشتن نامه براي رييس ورزش كابينهشان از معاون خود خواستهاند كه «طرح واگذاري اين دو مجموعه بزرگ ملي به طرفداران تيمها در دستور كار قرار گيرد.»
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نكته جالب و البته تقريبا مشترك در دستور رييس دولتها به روساي سازمان تربيت بدني اين بوده كه بر "ميليون هوادار" استقلال و پرسپوليس تاكيد داشتهاند و اين را هم يادآور شدهاند كه دولتهايشان براي "حمايت از اين دو باشگاه در راستاي شادي مردم و هواداران آنها از هيچ تلاش و كوششي فروگذار نكرده" است.
26 ارديبهشت سال 88 محمود احمدي نژاد رييس دولت نهم در نامهاي كه به محمدعلي آبادي نوشت از او خواست "به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پيشرفت هرچه بيشتر اين باشگاهها" طرح واگذاري اين دو مجموعه ملي به "طرفداران " تيمها در دستور كار قرار گيرد.
رئيسجمهور در اين نامه اشارهاي هم به اعلام آمادگي "افراد و گروههاي مختلف" براي دريافت سهام باشگاههاي استقلال و پرسپوليس داشت و از رئيس وقت سازمان تربيت بدني خواست تا اقدامات لازم جهت واگذاري سهام اين دو باشگاه به مردم را در راستاي اجرايي كردن اصل 44 قانون اساسي انجام داده و نتيجه را اعلام كند.
در متن اين نامه آمده بود:
بسمه تعالي
جناب آقاي مهندس عليآبادي
معاون محترم رييسجمهور و رييس سازمان تربيت بدني
سلام عليكم
فوتبال ورزش زيبا، مهيج و پرطرفداري است كه به واسطه جذابيتهاي خاص آن به عنوان ورزش برتر كشور مطرح است و باشگاه هاي فرهنگي – ورزشي قديمي استقلال و پيروزي داراي ميليونها هوادار در سراسر كشور بوده و طي ساليان متمادي افتخارات فراواني براي ايران عزيز به ارمغان آوردهاند، به طوري كه به مثابه ستون فقرات تيم ملي فوتبال عمل كردهاند. مردم عزيز ما نيز عموما" به تحولات اين دو باشگاه حساسند و علاقهمندند اين دو باشگاه همواره در اوج باشند.
اگر چه دولت در سالهاي گذشته همواره با حمايت از اين دو باشگاه در راستاي شادي مردم و هواداران آنها از هيچ تلاش و كوششي فروگذار نكرده اما به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پيشرفت هرچه بيشتر اين باشگاهها لازم است طرح واگذاري اين دو مجموعه بزرگ ملي به طرفداران تيمها در دستور كار قرار گيرد.
ظاهراً تا كنون افراد و گروههاي مختلفي براي دريافت سهام اين دو باشگاه اعلام آمادگي نمودهاند اما با توجه به اين كه استقلال و پيروزي متعلق به همه مردم ايران هست، شايسته است در راستاي گسترش نشاط و شادابي در ميان اقشار مختلف جامعه به ويژه جوانان و نوجوانان عزيز و در پاسخ به خيل هواداران و اعمال مديريت قوي و مناسب ، سهام اين باشگاهها در اختيار عموم مردم قرار گيرد.
لذا مقتضي است اقدامات لازم جهت واگذاري سهام اين دو باشگاه به مردم با استفاده از راهكارهاي قانوني و در راستاي اجرايي نمودن اصل 44 قانون اساسي صورت گرفته و نتيجه به اين جانب اعلام گردد.
محمود احمدي نژاد
دقايقي پس از دستور رئيسجمهور محمدعلي آبادي در گفتوگويي كه با سايت سازمان تربيت بدني انجام داد گفت: «بيشك نوع نگاه و حساسيت دكتر محمود احمدي نژاد ضامن موفقيت طرح واگذاري استقلال و پرسپوليس به مردم خواهد بود و نتايج مثبت و تاثيرگذاري را براي مجموعه اين دو باشگاه به همراه خواهد داشت. خوشبختانه امروز و با تصميم رئيسجمهوري شرايط واگذاري دو باشگاه به مردم تسهيل خواهد شد و سازمان تربيت بدني از همين امروز، اقدامات از قبل انجام داده خويش در اين خصوص را با تشكيل كميتهاي خاص با جديت و سرعت بيشتري دنبال خواهد كرد تا با فراهم آمدن شرايط اجرايي واگذاري سهام دو باشگاه گزارش اقدامات انجام شده به اطلاع رئيسجمهور محترم برسد.»
عليآبادي در اين مصاحبه كه به خبر اول روز بيست و ششم ارديبهشت سايت سازمان تربيت بدني تبديل شده بود از "برنامههاي گسترده سازمان براي واگذاري استقلال و پرسپوليس" خبر داد.
يك روز بعد فدراسيون فوتبال هم بيانيهاي در اين باره صادر و اعلام كرد اميدوار است با استقبال از دستور رئيسجمهور ديگر تيمهاي دولتي فوتبال ايران هم به سرعت و با كمك دولت و مجلس وارد اين چرخه شوند.
دوم خرداد، سايت سازمان تربيت بدني از برگزاري نخستين جلسه كارگروه واگذاري سهام استقلال و پرسپوليس خبر داد. در بخشي از اين خبر آمده بود: پيشبيني ميشود كه با توجه به تاكيد رئيسجمهوري، روند پيگيري و اجراي واگذاري استقلال و پيروزي به مردم باشتاب و سرعت لازم پيش رفته و عملياتي شود.
با توجه به استقبال گسترده سازمان تربيت بدني، فدراسيون فوتبال و برخي رسانهها از دستور رئيسجمهور در يك فاصله زماني كوتاه اين اميدواري ايجاد شد كه برخلاف مرتبههاي پيشين اين بار روند خصوصي سازي پرسپوليس و استقلال روند جديتري به خود بگيرد، حتي سخنگوي وقت سازمان تربيت بدني هم پيشبيني كرد كه "ضمن اهتمام به اصل واگذاري اين دو باشگاه در كوتاهترين زمان كه در قانون بودجه سال 88 نيز از آن ياد شده است تمامي اقدامات كارشناسي در اين جهت در كمترين زمان انجام پذيرد."
در ادامه روزهاي آغازين خرداد سير اخباري كه پيرامون واگذاري سهام استقلال و پرسپوليس به "ميليونها هوادار" منتشر ميشد، همچنان سيرصعودي داشت به طوري كه همچنان اظهارنظر مديران دو باشگاه سرخابي پايتخت و همچنين مسوولان وقت سازمان تربيت بدني درباره ايجاد "تحول" در ورزش پس از صدور دستور رئيسجمهور ادامه داشت.
در روز هشتم خرداد سازمان خصوصي سازي كشور هم با انتشار فهرست سازمانها و شركتهايي كه در اولويت واگذاري هستند اعلام كرد كه در سه ماهه چهارم سال 88 (زمستان سال قبل) صددرصد باشگاههاي استقلال و پرسپوليس از زيرمجموعه سازمان تربيت بدني ازطريق بورس به فروش ميرسد.
البته قبل از اينكه سازمان خصوصي سازي اعلام كند كه در زمستان 88 پرسپوليس و استقلال وارد بورس ميشوند محمدعلي آبادي پيشبيني كرده بود كه تا پيش از شروع ليگ نهم اين دو باشگاه واگذار شوند.
با اين حال مديريت عليآبادي در سازمان تربيت بدني مجال نداد ببيند كه آيا پيشبيني و خوش باورياش به آينده جواب ميدهد يا نه اما سعيدلو كه به سازمان آمد متوجه شد كار به اين آسانيها نيست. نه اينكه ديگر از پيگيري دستور رئيسجمهور خبر بود و نه اين كه ديگر اصلا حساسيتي وجود داشت كه قضيه واگذاري استقلال و پرسپوليس توسط سازمان تربيت بدني دنبال شود.
احتمالا به همين خاطر ماهها پس از غفلت از دستور رييس جمهور، علي سعيدلو، حبيب كاشاني و اميررضا واعظي آشتياني را به دفترش فراخواند تا اين دو "گزارشي از چگونگي برنامه تدوين شده براي خصوصيسازي" اين دو باشگاه ارائه كنند اما همين كه 351 روز پس از دستور رئيسجمهور چنين جلسهاي برگزار شده و خبري هم از ورود سرخابيها به چرخه بورس نيست به خودي خود گواه غفلت سران ورزشي به دستور رئيس دولت است. ضمن اين كه رييس سازمان تربيت بدني دولت دهم برخلاف علي آبادي كمتر اظهارنظري درباره خصوصي سازي انجام داده كه البته اين ميتواند نشات گرفته از ديد واقعبينانه سعيدلو باشد. نگاهي كه باعث شد سعيدلو در پاسخ به سوال خبرنگاري كه از او درباره پيشبيني علي آبادي براي كسب سكوي چهارمي بازيهاي آسيايي پرسيده بود، بگويد: "چهارمي در آسيا نظر علي آبادي است. هر كسي ميتواند براي خود رويا و آرزويي داشته باشد."
شايد اگر مرتبه بعد خبرنگاري از رئيس سازمان بپرسد كه عليآبادي گفته بود پرسپوليس و استقلال در "آيندهاي نزديك" و شايد "پيش از شروع ليگ نهم" وارد بورس ميشوند پس اين اتفاق كي ميافتد؟ باز هم اين اتفاق را به رويا پردازيهاي رئيس قبلي سازمان تربيت بدني حواله كند! البته كه اين تنها يك پيشبيني از نگاه علي سعيدلو است.
تمام اظهارنظرها درباره خصوصي سازي پرسپوليس و استقلال در5 سال اخير:
محمد علي آبادي: روند خصوصي سازي استقلال و پرسپوليس را دنبال خواهيم كرد تا در صورت نياز به اجرا درآوريم. 4 آذر 84، ايسنا
محمد عليآبادي: تصميمگيري براي واگذاري سهام دو باشگاه استقلال و پرسپوليس به بخش خصوصي سخت است. 19 ارديبهشت 86، ايسنا
محمد عليآبادي: همه باشگاههاي ورزشي را به بخش خصوصي واگذار ميكنيم كه البته پرسپوليس و استقلال نيز جزو اين طرح هستند. طرح اين اتفاق آماده شده و سعي ميكنيم به زودي عملياتي شود. 22 آبان 86، ايسنا
محمد عليآبادي: اگر بخش خصوصي آماده نباشد، اعلام زمان خصوصي شدن استقلال و پرسپوليس فقط يك حرف خواهد بود. 14 مرداد 87، ايسنا
محمد علي آبادي: با گفتن اين جمله كه "خصوصي سازي را انجام ميدهيم" باشگاهها خصوصي نميشوند بلكه بايد شرايط مساعد روند خصوصي سازي ايجاد شود. 28 دي 87، ايسنا
محمود احمدي نژاد: پرسپوليس و استقلال واگذار ميشوند. 26 ارديبهشت 88 ايسنا
محمد عليآبادي: تدبير رياست جمهوري در اين رابطه بسيار شايسته است. 28 ارديبهشت 88، ايسنا
محمد علي آبادي: سهام دو باشگاه به طرفدارانشان در سراسر كشور واگذار ميشود تا عملا مردم مالك اين دو باشگاه شوند. لذا در آيندهاي نزديك اين اتفاق پس از فراهم آوردن مراحل مقدماتي انجام خواهد شد. 28 ارديبهشت 88، ايسنا
محمد علي آبادي: سهام باشگاههاي استقلال و پرسپوليس سه ماه آينده به مردم واگذار ميشود. 31 ارديبهشت 88، خبرگزاري مهر
محمد عليآبادي: 70 درصد اين سهام به مردم واگذار ميشود و باقي سهام نيز در اختيار سازمان قرار ميگيرد كه توانايي مديريت اين دو باشگاه را دارد.2 خرداد 88، خبرگزاري مهر
محمد عليآبادي: نميتوان به راحتي پرسپوليس و استقلال را واگذار كرد. 5 خرداد 88، ايسنا
محمد عليآبادي: تلاش ميكنيم تا پيش از شروع فصل جديد ليگ برتر دو باشگاه خصوصي شوند. 8 خرداد 88، ايسنا
محمد عليآبادي: اجرايي شدن دستوررئيس جمهور پروسهاي زمان بر است اما با تشكيل تعاوني كه نخستين گام در اين فرآيند است، پذيرهنويسي سهام اين دو باشگاه انجام ميشود. 24 تير 88، ايسنا
علي سعيدلو: باشگاه استقلال ظرف يك هفته طرح خصوصي سازي اين باشگاه را تدوين و به سازمان ارائه كند. 17 آذر 88، ايسنا
علي سعيدلو: اطلاعات لازم را از باشگاههاي پرسپوليس و استقلال به سازمان خصوصي سازي ارائه كرديم و هنوز مشخص نيست اين تيمها به كجا واگذار ميشوند. 25 فروردين 89، ايسنا
دكتراي مديريت ورزش: خصوصي سازي با بخشنامه انجام نميشود
يك دكتراي مديريت ورزش گفت: خصوصيسازي موضوعي نيست كه بتوان يك شبه و با ابلاغ يك دستور آن را اجرا كرد.
عليرضا الهي، عضوهيات علمي دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ارتباط با موانع سر راه خصوصيسازي باشگاهها اظهار كرد: به نظر ميرسد ما خصوصي سازي را به عنوان يک هدف در نظر گرفته ايم در حالي که بايد مراقب بود، خصوصيسازي هدف نيست بلکه ابزاري است براي تحقق اهدافي از قبيل افزايش كارآيي، ايجاد رقابت و رشد سريع تر صنعت ورزش.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: از نظر منطق اقتصادي شكي در مورد استراتژي واگذاري باشگاهها به بخش خصوصي وجود ندارد. از نظر قانوني نيز در حال حاضر مشكلي در اين خصوص وجود ندارد. در بند «ز» مادهي 117 برنامهي چهارم توسعه آمده است كه تا پايان سال 88 بايد 50 درصد از فعاليتهاي ورزش قهرماني و 100 درصد فعاليت هاي ورزش حرفهاي به بخش خصوصي واگذار شود. اصل 44 قانون اساسي و سياستهاي کلي اصل 44 نيز مويد خصوصي سازي در بخشهايي همانند ورزش است. بنابراين در اين مورد خلا قانوني نداريم اما در حال حاضر موانع و محدوديتهايي در نظام ورزش ما وجود دارد كه نميتوان به راحتي به هدف خصوصيسازي در ورزش رسيد. حتي اگر خصوصي سازي را هم بدون ايجاد تمهيدات لازم ايجاد کنيم نمي توان از آن پيامد توسعه پايدار ورزش کشور را انتظار داشت. به نظر در حال حاضر به جاي اجراي خصوصي سازي بايد به دنبال پيش زمينه هاي آن بايد بود . پيش زمينه هايي که باعث شوند در صورت ايجاد نهادهاي خصوصي در ورزش آن ها بتوانند خودشان را اداره کنند .
الهي در پاسخ به اين سوال كه آيا دستور رييس جمهور مبني بر خصوصيكردن استقلال و پيروزي اجرايي بود اما اجرا نشد؟ گفت: خصوصيسازي موضوعي نيست كه بشود يك شبه و با ابلاغ يك دستور آن را اجرا كرد، خصوصيسازي پيشزمينه ميخواهد. مگر مي توان باشگاههايي را که چندين دهه است به طور مداوم تراز مالي مثبت نداشته اند را به صورت مزايده ، فروش سهام يا هر روش ديگري به بخش خصوصي واگذار کرد . مگر بخش خصوصي چه گناهي کرده است ؟ از طرفي به نظر مي رسد گروههاي ذينفعي وجود دارند كه با خصوصيسازي مخالفت ميكنند که البته اين موضوع خاص ورزش نيست .
الهي ادامه داد: به رسميت شناخت حقوق مشروع ورزش ، اصلاح قوانين و مقررات، اعطاي تسهيلات بانكي، بخشودگي مالياتي و واگذاري زمين با كاربري ورزش به بخش خصوصي از جمله پيش زمينه هايي است كه ميتواند خصوصيسازي اثربخش در ورزش كشور را تسريع بخشد .
اين استاد دانشگاه به رسميت شناختن حقوق مشروع باشگاهها را گام اول خصوصيسازي دانست و گفت: بايد باشگاهها درآمدزا باشند تا بتوانند بعد از خصوصيشدن روي پاي خود بايستند. در دنيا بيش از نيمي از درآمد باشگاهها از طريق حق پخش تلويزيوني است كه ما اين 50 درصد را نداريم. حتي تنها قرارداد حق پخش تلويزيوني فدراسيون فوتبال با صداوسيما نيز جدا از داشتن مشکلات حقوقي در آن نوعي ارزان فروشي صورت گرفته است . بليتفروشي نيز يكي از ديگر راههاي درآمدزايي باشگاه است كه وضعيت چندان خوبي در ايران ندارد. در جذب اسپانسر نيز باشگاهها نميتوانند با اسپانسرهاي داخلي و خارجي قراردادهاي مطمئن ببندند. چرا که هم ميزان سرمايه گذاري مستقيم خارجي در ورزش ما کم است و هم قوانين داخلي حمايت کننده اين موضوع نيستند . به عنوان نمونه مشکل کپي رايت موانع بسياري در جذب اسپانسرهاي ورزشي در کشور ما ايجاد کرده است. بايد قبل از خصوصي سازي به دنبال حل اساسي اين مشکلات بود، وگرنه خصوصي سازي نتيجه معکوس خواهد داشت .
وي تاكيد كرد: پيشنهاد مشخص من اين است كه يك نظام جامع خصوصيسازي در ورزش (برنامهي ميانمدت چند ساله) تدوين شود و اين نظام به دنبال ايجاد پيشزمينههاي لازم با الگوبرداري از كشورهاي ديگر دربارهي خصوصيسازي باشد.
الهي با اشاره به وجود ابهام سياسي در خصوصيسازي ورزش گفت: به نظر مي رسد يك سري گروههاي ذي نفع هستند كه تمايل ندارند استقلال و پيروزي به بخش خصوصي واگذار شوند . واقعاً براي ما مشخص نيست که آيا واقعاً سازمان ورزش تمايل به خصوصي سازي در ورزش دارد يا خير ؟ ممکن است در مصاحبهها بر خصوصي سازي تاکيد شود ولي در عمل آنها خواستار اين موضوع نباشند. اميدواري جامعه ورزش بر اين است که رئيس جديد سازمان تربيت بدني به جد اين موضوع را به صورت منطقي پيگيري كند.
اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال كه تا كي بايد از باشگاههاي استقلال و پيروزي به عنوان يك ابزار سياسي استفاده كرد، تاكيد كرد: در کل دنيا هم ورزش و سياست با هم مخلوط شدهاند، درايتاليا نخستوزير وارد مقوله باشگاهداري شده است. در کشورهاي ديگر هم وضع به همين منوال است. دليل اين موضوع جذابيت ورزش براي افراد سياسي است . اما در اين ميان کشورهاي توسعه يافته در ورزش به اين نتيجه رسيده اند که به منظور توسعه پايدار ورزش بايد از قدرت سياسي افرا و نهادها براي توسعه ورزش استفاده کنند نه اين که از قدرت ورزش براي اهداف سياسي افراد و نهادها.
وي در پاسخ به اين سوال كه دادن سهام ميتواند راه مناسبي براي واگذاري استقلال و پيروزي باشد گفت: در اين خصوص بايد مطالعات گسترده انجام شود، تدوين نظام جامع خصوصيسازي ميتواند راهكارهاي مناسب را ارايه دهد. بدون مطالعات گسترده نمي توان در مورد بهترين و اثربخش ترين روش خصوصي سازي باشگاهها به طور قاطع صحبت كرد. به نظر مسئولان بهتر است قبل از واگذاري باشگاهها به دنبال برنامه اي براي ايجاد پيش زمينه هاي لازم براي خصوصي سازي باشند. همچنين لازم است پيش زمينه ها، مشوق ها و تمهيدات لازم براي سرمايه گذاراني که تمايل دارند از ابتدا يک بخش خصوصي جديد در ورزش ( مثلا يک باشگاه) را ايجاد كنند، بوجود آيد.
نجف نژاد: ميترسند!
رييس كميته فوتبال مجلس شوراي اسلامي گفت: باشگاههاي خصوصي در نابرابري مسائل مالي ماندهاند و من عزمي در سازمان تربيت بدني براي واگذاري باشگاههاي دولتي نميبينم.
مقداد نجف نژاد در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با تاكيد بر ضرورت خصوصي سازي اظهار كرد: اگر به تعالي و توسعه نظر داريم و ميخواهيم بهرهوري را بالا ببريم بايد بخش خصوصي را در سطوح باشگاهي مشاركت دهيم. در دنيا هم اين تحول از چندين سال پيش آغاز شد و حالا ميبينيم كه چطور در ورزش صاحب اقتدارند.
وي با اشاره به گذشت يك سال از دستور رييس جمهور مبني بر خصوصي كردن باشگاههاي استقلال و پيروزي گفت: دستور رييس جمهور جدي بود اما حالا بحث خصوصي سازي اين دو باشگاه جدي نيست. اوايل اين موضوع پيگيري ميشد اما به جايي نرسيد. بايد يك كميته خارج از سازمان اين بحث را پيگيري كند. حيثيت فوتبال كشور تا حد زيادي وابسته به اين دو باشگاه است. فوتبال را به استقلال و پيروزي منحصر نميكنم ولي اين دو باشگاه اهميت زيادي دارند.
اين نماينده مجلس در ادامه تصريح كرد: در حال حاضر بيشتر باشگاههاي فوتبال دولتياند، واقعا چرا بخش خصوصي از ورود به ورزش اقبال نميكند. در فوتبال سه تيم ابومسلم، استقلال اهواز و شموشك زير نظر بخش خصوصي اداره ميشوند در حالي كه در حال حاضر هيچ كدام از اينها در گردونه ليگ برتر نيستند چرا كه تيمهاي دولتي قوياند و باشگاههاي خصوصي توان مقابله با آنها را ندارند و مشكل كار صددرصد متوجه دولت است. بخش خصوصي نوپاست و دولت بايد از او حمايت كند تا بتواند روي پاي خودش بايستد و تنومند شود، در حالي كه دولت يكجانبه نگري ميكند و فقط به باشگاههاي دولتي و بخصوص استقلال و پيروزي توجه دارد. تمام پول خود را به استقلال و پيروزي ميدهد در حالي كه تيمي مثل شموشك محتاج 50 ميليون تومان است.
نماينده مردم مازندران در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: يك نزاع ناعادلانه ميان بخش خصوصي و دولت وجود دارد و تا اين نزاع نابرابر وجود دارد چون بخش دولتي پول دارد با جذب بهتر سرمايه و بهترين بازيكنان و بهترين مربي بخش خصوصي را از عرصه رقابت بيرون ميراند و ببيند در اين جنگ نابرابر بر سر استقلال اهواز ـ كه حتي داراي جايگاه آسيايي بوده است- چه ميآيد. با اين اوضاع شموشك 10 سال آينده هم به ليگ برتر نميآيد.
وي تاكيد كرد: دستور رييس جمهور قابل اجراست در صورتي كه يك كميته خارج از سازمان تربيت بدني مسوول پيگيري آن باشد. مطمئنا ما نيز در برنامه پنجم بيشتر به اين موضوع ميپردازيم. بحث خصوصي سازي ورزش در فراكسيون ورزش مجلس هم پيگيري خواهد شد.
وي با بيان اينكه بخش خصوصي بايد اهليت فوتبالي داشته باشد خاطرنشان كرد: براي واگذاري استقلال و پيروزي ترس وجود دارد. لازم است براي جلوگيري از اين تشويشها كميتهاي خارج از سازمان و با حضور مديرعامل دو باشگاه، سعيدلو، نمايندگان مجلس، صاحبنظران عرصه ورزش و... تشكيل شده و يك برنامهريزي دو، سه ماهه انجام دهند. اما حالا بررسي را به افرادي دادهايم كه خودشان صاحب منافعاند.
نجف نژاد به عنايت مقام معظم رهبري به اصل 44 قانون اساسي اشاره كرد و گفت: مجلس هم بايد در اين خصوص قانون را محكم كند و براي اجرايي شدن اين قانون زمان بگذارد.
فتحاللهزاده:
مقاومت لايههاي مياني مديريت دولتي كار را به عقب انداخت
رييس كميته خصوصيسازي فدراسيون فوتبال گفت: مقاومت لايههاي مياني مديريت دولتي در كشور واگذاري دو باشگاه پرسپوليس و استقلال به بخش خصوصي را 27 سال به عقب انداخته اما اكنون با ورود پروندهشان به سازمان خصوصيسازي بايد منتظر باشيم تا حداكثر طي 6ماه آينده اين واگذاريها نهايي شود.
علي فتحاللهزاده در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيرامون روند واگذاري باشگاههاي دولتي به بخش خصوصي از جمله پرسپوليس و استقلال كه يك سال پيش رييس جمهور دستور واگذاري اين دو باشگاه به بخش خصوصي را صادر كرد، اظهار كرد: واگذاري اين باشگاهها به بخش خصوصي برنامهاي بوده كه از سال 1362 در دستور كار دولت قرار گرفته است اما در طول اين 27 سال اين موضوع هميشه در ردهي مديران كل مطرح شده است. زماني كه به لايههاي مياني مديريت و امور اداري ميآمد با مقاومت اين لايهها و مسوولان دولتي مواجه ميشد. هر زمان كار به روند خوبي ميرسيد رييس سازمان تغيير ميكرد و پروسه دوباره به عقب ميافتاد.
وي افزود: واگذاري اين دو باشگاه در دورهي رياست محسن مهرعليزاده رييس سازمان تربيت بدني تا نزديكي ورود به سازمان بورس هم رفت، تقريبا اقدامات اداري مقدماتي و بررسيهاي بعدياش نهايي شده بود اما باز با تغيير دولت و به تبع آن تغيير رييس سازمان تربيت بدني كار دوباره عقب افتاد. دستور رييس جمهور در آخر دورهي چهار سالهي دولت هشتم داده شد و پس از آن هم شاهد بوديم مجددا رييس سازمان تربيت بدني تغيير كرد.
فتحالله زاده گفت: اما در اين دوره رويكرد جدي و قدمهاي مثبتي را از سوي علي سعيدلو رييس سازمان تربيت بدني در اين راستا ديدهايم. تاكنون مقاومتهايي بوده اما فكر ميكنم وقت آن رسيده تا اين كار به صورت عملياتي اجرا شود. با اطلاعي كه از طريق "كردزنگنه" رييس سازمان خصوصيسازي گرفتهام كار واگذاري اين دو باشگاه بزرگ كشور به سازمان خصوصيسازي واگذار شده و اكنون در مرحلهي انتخاب روشي براي خصوصيشدن است.
رييس كميتهي خصوصي سازي فدراسيون فوتبال ادامه داد: حال بايد يكي از روشهايي كه اين دو باشگاه ميتوانند خصوصي شوند انتخاب شود. روش اول پذيرهنويسي اين باشگاههاست. طريق ديگر آن است كه بخشي از سهام در اختيار هواداران و بخش ديگر در اختيار مالكان باشگاه يا همان سهامداران عمده و ممتاز قرار گيرد. راه ديگر ميگويد كه تمام سهام اين دو باشگاه حتما وارد بورس شود و نظريه ديگر هم اين است كه با توجه به اينكه اين دو باشگاه صاحب برند و مارك شناختهشده بزرگي هستند نياز به ورودشان در بورس نيست و براي اين كار هم نياز به داشتن ترازنامه مالي سه ساله ندارند. روشهاي ديگري هم هست كه بايد بررسي شود و در هر صورت در مدت زمان كوتاهي يكي انتخاب و اجرايي شود.
فتحالله زاده گفت: قرار است كميتهاي متشكل از نمايندههاي خصوصيسازي، سازمان تربيت بدني و كميتهي خصوصيسازي فدراسيون جلساتي را از اين هفته برگزار كنند تا ضمن انتخاب روشي براي خصوصيكردن اين دو باشگاه قيمت سهام آن را هم تعيين كنند. در مجموع پيشبيني ميكنم طي شش ماه آينده اين كار به سرانجام نهايي برسد.
وي در پاسخ به اين سوال با توجه به دولتيبودن ورزش ما و اين كه دو باشگاه پرسپوليس و استقلال صاحب جايگاه خاصي ميان مردم هستند مي توان قيمتي براي سهام اين دو باشگاه تعيين كرد، گفت: به هر حال در تمام كشورهاي دنيا باشگاههاي بزرگ وجود دارند، باشگاههايي چون منچستريونايتد، رئال مادريد، آرسنال، بارسلوناو... هم خصوصي هستند و بالاخره در كميته، نهاد يا دستگاهي قيمتي براي برندشان تعيين شده است. ما هم بايد بالاخره اين كار را انجام دهيم. اكنون قانون اين الزام را براي ما آورده است. طبق برنامه توسعه دوم اين دو باشگاه بايد تاكنون واگذار ميشدند كه نشدند و از اين منظر خلاف عمل كردهايم. اكنون ديگر فرصت نيست و دولت نميخواهد اين وظيفه همچنان بر گردنش باشد لذا با جديت موضوع را پيگيري كرده تا كار به سرانجام رسد.
فتحالله زاده در پاسخ به اين سوال كه با توجه به استفادههاي سياسي و تبليغاتي از جايگاه اين دو باشگاه بزرگ در كشور در ادوار مختلف آيا اساسا اين دو باشگاه ميتوانند از هر نظر كاملا خصوصي شده و اداره شوند به ايسنا گفت: پس از انقلاب 30 سال است كه اين كار را نكرديم و شايد اين موضوع يكي از دلايل عدم واگذاري اين دو باشگاه به بخش خصوصي تاكنون بوده است. اكنون فيفا هم پيگيري جدي بر اين موضوع دارد و نمايندگانش به طور مداوم از وضعيت باشگاههاي ما و فوتبالمان ديدن ميكنند. اين الزام را آنها هم براي ما به وجود آوردهاند. در هر صورت زيرساختيترين كار ممكن آن است كه فرهنگ حاكم در فوتبال را از سياست جدا كنيم. در همه جاي دنيا سعي ميشود كه ورزش سياستزده نشود و نبايد از امكانات و جايگاههاي ورزشي استفادههاي سياسي كرد. اكنون وقت آن رسيده كه اين باشگاهها براي هميشه توسط ورزشيها اداره شود. در اين 30 سال ثبات مديريت در اين دو باشگاه بزرگ وجود نداشته است و همين شده كه آنها پس از اين مدت با اين همه طرفدار يك زمين تمرين از خودشان ندارند. اگر پيش از اين آنها را خصوصي كرده بوديم مشكلات فعلي آنها سالها بود كه مرتفع شده بود. اكنون تيمهايي تنها با 20 هزار تماشاگر در دنيا به درآمدزاييهاي خوبي رسيدهاند اما اين دو تيم ما با صدها هزار طرفدار وضعيت مناسبي ندارند.
مشاهده نسخه قابل چاپ